در محله وحید مشهد، ۳ پیرمرد زندگی میکنند که قدیمیهای این محلهاند و از زمان ساخت میدان جوادالائمه در اینجا سکونت داشتهاند، میدانی که ۵ دهه قدمت دارد و آنها در حوالی این میدان کاسبی میکنند.
محله
وحید
خیابان وحید که از بولوار مجلسی شروع میشد و تا نزدیک کشفرود ادامه داشت تا اواخر دهه ۶۰، از آنجاکه مسیر تردد به سمت کشفرود بود، خیابان «دریا» نام داشت، اما بعد از احداث بزرگراه شهید بابانظر، این خیابان وحید نامگذاری شد. وجود کارکاههای تولیدی کیف در خیابان وحید پای مجاوران و زائران بسیاری را به این محله باز کرده است.
زمانه و فرهنگ تغییر کرده، اما نه آنقدر که بتواند به مردمداری دیرینه میان اهالی کوچه وحید۱۴، دستدرازی کند. اعتماد و هوای هم را داشتن، میان همسایهها رفتاری زیبا و تحسینبرانگیز است که نمونههایش را در ساکنان این کوچه میتوان دید.
برای صادق شمسیزاده، کاسبی بیش از آنکه جنبه درآمدزایی داشته باشد، رنگ و بوی خدمت و دلسوزی برای اهالی محلهای را دارد که برای آبادی آن، سالها انتظار کشیده است. او از شغلهای متفاوتی که تجربه کرده، خاطرههای گفتنی دارد.
حسین زارعی مقدم سال ۶۹ موفق به گرفتن کمربند مشکی شدم و در حال حاضر دان ۵ تکواندو دارم. سال ۷۱ بعد از قهرمانی در مشهد در سالهای قبل توانستم مقام اول استان را کسب کنم
عذرا موشانی خاطرات اواسط دهه ۵۰ را بهخوبی به یاد میآورد؛ زمانیکه از نیشابور و روستای کوشان (موشان)، تازه به محله وحید نقل مکان کرده بود و از امکانات امروز محله، خبری نبود. از زمانی تعریف میکند که همه خانهها آب لولهکشی نداشتند!
در حدود یکدههای که جلسه قرآن در خانه حاج محمداسماعیل قندری برقرار بود، چندین نسل از اهالی محله وحید روخوانی و روانخوانی قرآن را از ایشان یاد گرفتند.
بیش از سه دهه همدلی و محبت، روابطشان را آن قدر نزدیک کرده است که عضوی از خانواده همدیگر شدهاند. از حال و روز هم خبر میگیرند، با هم سفر میروند و در تلخ و شیرینهای روزگار، یکدیگر را تنها نمیگذارند.
کوچه وحید۱۵ یکی از مسیرهای اصلی و پرتردد محله وحید است که دو محله فجر و تلگرد را به هم متصل میکند. این کوچه با طول تقریبی ۳۳۰متر و عرض ۱۴متر، از کوچههای منظم و نسبتا پهن محله بهشمار میآید.
طلعتخانم نیکنام هروقت، هرجا، کاری از دستش برمیآمد، برای دیگران انجام میداد. شاید به همین دلیل بود که همه به نفس حق او باور داشتند و برای رفع غمو بیماری و رفع مشکلاتشان از او طلب دعا میکردند.
عبدالمهدی جراحزاده بهعنوان سرباز وظیفه به جبههها اعزام شد؛ مرداد سال ۶۷ در جزیره مجنون به اسارت دشمن درآمد که۷۹۲روز به طول انجامید و سرانجام سال ۱۳۹۹ در اوج شیوع ویروس کرونا فوت کرد.
کانون میثاق یک مکان ۲ هزارمترمربعی است که در سال۷۷ راهاندازی شده و کلاسهای آموزشی متنوعی برای پرکردن اوقات فراغت بچهها برگزار کرده است. کارگاه کامپیوتر، کارگاه هنر، دو کارگاه نجومی، موزه حیاتوحش و...
سالها پیش حسن خالو و حسن قاسمی گروه هنری اقاقیا را تشکیل دادند و نرمافزاری بهنام سیمرغ تولیدکردند. حالا هم یکی از مهمترین فعالیتهای این گروه تولید برنامههای رادیویی ضبط آنهاست.
محمد یداللهزاده دانشجوی رشته عمران، از سالها پیش یعنی زمانی که دانشآموز بوده، وارد گروههای تئاتر شده و حالا چند سالی است با تشکیل گروه «هیراد» در زمینه فیلمسازی در محله بهطور جدی فعالیت میکند.
هیچکس یادش نمیآید چطور، مغازههای اول خیابان دریا شد فروشگاههای کیف و کولهپشتی، اما چشم باز کردیم و دیدیم یک راستهبازار درست شده با فروشگاههای کوچک و بزرگی که همهجور برندی میشود در آن یافت.
حرم امامرضا(ع) چندصدای ماندگار دارد که برای خیلیها حکم تشرف را دارد. صدای حاجعلی ملائکه یکی از همین صداهاست با این شعر مشهورش: «ای صفای قلب زارم/ هرچه دارم از تو دارم» به گوش و دل همه نفوذ کرده است.
ابراهیم نعیما و امیرمحمد مردانی دو نوجوانی هستند که با باور اینکه «در محرومیتها استعدادها شکوفا میشود» در رقابت پژوهشسراهای دانشآموزی شرکت کرده و با کسب رتبه نخست کشور برای مشهد افتخارآفرینی کردند.
«محمد فیوجی» مسئول نانوایی کاظمی و «علی بخشیپور» شاطر این نانوایی در محله وحید هستند. آنها از ۳۰ سال گذشته نان میپزند و به دست مردم میدهند.
«سیدحسین محمدی» موتورساز با سابقه محله وحید است که موتورهای اسقاطی رزمندگان در دوران جنگ را به او میسپردند و او با مهارتش همه موتورها را تعمیر میکرد.
تیم هانکوریو خراسان رضوی تشکیل شده از دانشآموزان دبستان شهید اصغری که در سال۸۹ و در کلاسهای ورزش این مدرسه پا گرفت. تیمی که کمکم تبدیل به باشگاه شد و حالا قهرمانان زیادی دارد.
حسن شادلو از مربیهای پیشکسوت تیم محلات مشهد میگوید: من با یک مغازه بقالی خرج خانه را میدادم، ۶ دختر عروس کردم و تیم فوتبالم را هم میچرخاندم. ۲۰۰ تا بازیکن تربیت کردم، اما یکیشان سیگاری نشد.